بررسی مصادیق فرهنگی جنگ نرم
 بنیاد حمایت از قربانیان دموکراسی
خون شهدای علم و دانش مجددا این فعالیت را احیا نمود که درخواست رسمی جهت اخذ مجوز به مراجع قانونی اعلام گردیده است.
به گزارش ندای انقلاب در پی خبر مندرج در رسانه های داخلی و خارجی در خصوص تلاش گروه های مردمی برای تشکیل (بنیاد حمایت از قربانیان دموکراسی) با دکتر رضا آقانوری در دبیرخانه پیگیری تشکیل این بنیاد مصاحبه ای به انجام رسیده است که مشروح آن بدین شرح است:

جناب آقای دکتر منظور از (قربانیان دموکراسی) چیست؟
دشمن در سناریوی فروپاشی از درون که پس از سناریوی نبرد سخت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران توسط موسسات بین المللی توسعه دموکراسی به سبک آمریکایی تولید شده بود، فعالیت های سازمان یافته سیاسی(تحزب)را در پیش گرفت که در ایران به دلیل عدم سازمان یافتگی جمعیت ها موثر نبود. لذا به نبرد نرم و فعالیت در غالب مولکول های اجتماعی روی آورد که لازمه آن رها سازی هر مولکول اجتماعی (مردم ایران) از وابستگی های اجتماعی رایج در جامعه ایرانی - اسلامی و قراردادن آن در غالب اجتماعی جدید بود که این امر در سه فرآیند شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی و نبرد نرم عملیاتی شد که در آن قرار بود بال سبز مهدویت، بال سرخ عاشورا و عمود ولایت فقیه هدف قرار گیرد تا به اصطلاح بتوان بستر توسعه دموکراسی غربی را فراهم آورد.
لذا به دنبال تئوری سازی جین شارپ (پدر انقلاب های رنگی و عضو موسسه آلبرت انیشتین) دیالوگ جدیدی برای توسعه دموکراسی غربی در ایران پدیدار شد که کمیته ای به نام (کمیته اعلان خطر جاری) به سرپرستی مارک پالمر و اعضایی چون: مارگرت گرچت، کندولیزا رایس، داگلاس فیس، پل ولفوویتس و...) سرپرستی تولیدات تاکتیکی آن را برعلیه نظام جمهوری اسلامی ایران برعهده گرفتند. این کمیته در دهه ۸۰ شمسی رسما فعالیت نموده و با ابزار سازمان های جاسوسی سیا و موساد به اقدامات گسترده فرامنطقه ای در جهت بر اندازی نرم نظام جمهوری اسلامی ایران دست زده است که نمونه بارز آن در فتنه ۸۸ و نیز عملکرد جریان انحرافی ملاحظه می نمایید و یکی پلان های عملیاتی کمیته اعلان خطر جاری، طرحی به نام طرح دلتا بوده است. در پلان های تولیدی این کمیته موضوع اعتلاف جهانی علیه ایران، گسترش تحریم ها و عبور از مفاد ۳۹ ،۴۰ و۴۱ منشور شورای امنیت سازمان ملل، حمله به ایران و فروپاشی از درون در دستور کار قرار گرفته است.
در هر یک از این فرآیندها یک ارزش در جامعه اسلامی بعنوان آپوزیت و دموکراسی غربی بعنوان آنتی آپوزیت یا پوزیت در نظر گرفته شده است. متاسفانه دشمن به همین بهانه به اقدامات گسترده فرهنگی، اجتماعی، اطلاعاتی و حتی حمله نظامی دست زده و در جریان این باصطلاح توسعه دموکراسی غربی، عده ای کثیر در کشورهای مختلف از جمله کشور ما توسط اقدامات دشمن آسیب دیده و قربانی شده اند که معنای واقعی (قربانیان دموکراسی غربی) هستند.

علت و موضوع تشکیل بنیادی برای حمایت از این قربانیان در چیست؟
چند علت زمیه ساز این فعالیت مردمی گردیده است:
الف) موجودیت هر انقلابی وابسته به حضور مرم در عرصه های ملی و بین المللی مرتبط با انقلاب است.
ب) در میان عوامل ناقض حقوق ملت ایران و توسعه دموکراسی غربی اجزاء و عناصری مانند دولت اسرائیل وجود دارند که ایران اسلامی آن ها را به رسمیت نمی شناسد. لذا برای پیگیری حقوق قربانیان دموکراسی در محاکم بین المللی مانند دیوان لاهه لازم است خود مردم از حقوق حقه خود دفاع کنند.
ج) اصل پانزدهم دکترین دلتا که توسط دشمن طراحی شد به صراحت اشاره دارد که سپاه و بسیج باید تضعیف گردیده و وزارت اطلاعات یا باید از بین برود و یا بسیار ضعیف گردد. در جریان فتنه ۸۸ دشمن توانست سناریوئی را کلید بزند و با ایجاد اختلاف استراتژیک و با استفاده از شکاف امنیتی پدید آمده به اقدامات گسترده خرابکارانه ای علیه ملت و نظام اسلامی دست زند که در جریان این اقدات عده قابل توجهی از مردم، اقشار بسیجی، نیروهای انتظامی، کسبه، نخبگان، دانشمندان و ...آسیب دیده و بعضا در نهایت مظلومیت به شهادت رسیدند. دشمن هم اکنون نیز در فضای این شکاف به اقدام سخت اطلاعاتی دست زده و با نقض حقوق ملی ایران اسلامی به ترور هدفمند نخبگان هسته ای دست می زند. لذا برای پیگیری این حقوق ملی یک فعالیت جهادی مردمی مورد نیاز است. د) در چهار مرجله هر جنگ (نبرد ایدئولوژیک، نبرد اطلاعاتی، نبرد مهندسی و عملیات نظامی) بخش ایدئولوژیک نبرد مهمترین قسمت هر جنگ است و بزرگترین قربانی دموکراسی در کشور ما و سایر کشورهای مسلمان هدف تهاجم، اسلام و ولایت مطلقه فقیه است. لذا با صیانت از ارزش های اسلامی و تبیین دیدگاه های ولایت مطلقه فقیه می توان باب جدیدی را در مصاف ایدئولوژیک علیه دشمن گشوده و تحرک دشمن را در فضای نبرد کاهش داد که این امر نیز از اهدف این بنیاد است.

در خصوص ایجاد این تشکل تا کنون چه فعالیت هائی انجام شده است؟
در سال ۸۷ مکاتباتی با برخی مراجع عظام تقلید، خبرگان و نخبگان انجام شده بود که بسیار استقبال گردیده و حتی دو تن از مراجع عظام جهت حضور در هیات امناء این مجموعه کتبا موافقت خود را اعلام نمودند که این امر به اهمیت این فعالیت باز می گردد. متاسفانه با قرار گرفتن در فضای فتنه ۸۸ و پدید آمدن الویت های فوری دیگر، بالاجبار این فعالیت مدتی متوقف گردیده و هم اکنون خون شهدای علم و دانش مجددا این فعالیت را احیا نمود که درخواست رسمی جهت اخذ مجوز به مراجع قانونی اعلام گردیده است که با توجه به اهمیت مطلب و ضرورت های موجود امید است مسئولان در این خصوص اقدام سریع و لازم را به انجام برسانند.
|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در یکشنبه دوم بهمن 1390  |
 پیش بینی باورنکردنی در خصوص عملیات سخت اطلاعاتی اسرائیل در کشور

طیف شناسی«جوان»از جمعیت هدف دستگاه های جاسوسی در نبرد نرم؛

قرمز،زرد،سبز و سفیدها چه کسانی هستند؟

خبرگزاری فارس: در جاسوسی در فضای نبرد نرم عرصه عملیات به طور کامل تغییر یافته و تقریبا هر عنصری که توان جذب و هدایت و یا فرآوری اطلاعات را داشته باشد (هدف نزدیک) دشمن محسوب میشود که البته این اهداف از لحاظ سطح دسترسی و توان عملیات اطلاعاتی درجه بندی گردیده و حائز اهمیت هستند.

دشمن در فرآیند جدید نبرد نرم اطلاعاتی با موضوع هدف نزدیک (Near Target) در واقع خود را به میان حلقه های نخستین قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران رسانیده و با نفوذ در ارکان مبنائی در حرکت های اجتمائی راه را برای تحرک سریع در فضای نبرد برای نیروهای خودی دشوار نموده است. دراین میان با توجه به جذب و هدایت و نفوذ غیر سازمان یافته منابع و عوامل جاسوسی در عرصه نبرد نرم، یافتن عناصر اشرافیت برای دستگاه های مقابله کننده دشوار است، چنانکه هستند عناصری که در لباس خودی عنصر اصلی و جاسوسی دشمن بوده و عملا به عملیات جاسوسی و خرابکاری می پردازد و علاوه بر آن هستند عناصری که بدون آنکه خود بدانند تحت بستر نرم آفند نرم اطلاعاتی دشمن به فعالیت ضد امنیتی پرداخته و عملا اهداف دشمن را در نظام اسلامی پیاده سازی می کنند که این امر جبهه جدیدی مبارزاتی را برای سازمان های ضد جاسوسی گشوده است، چرا که نه می توان آن را جاسوسی نام نهاد و نه نشست اطلاعاتی، بلکه این امر موضوعی بین این دو مطلب می باشد. در سوی مقابل نیز افرادی خودی قرار دارند که به ناحق سوژه دستگاههای اطلاعاتی و ضد جاسوسی داخلی قرار گرفته و با هدف قرار گرفتن و یا دستگیری ایشان عملا جبهه مبارزه ی اطلاعاتی در کفه دشمن سنگینی نموده و خسران شدیدی به قدرت نرم اطلاعاتی وارد میشود چرا که از یک طرف توان و وقت وهزینه دستگاه های اطلاعاتی صرف یک (سوژه فریب) می گردد و سوژه های اصلی از نظرپنهان می ماند و از طرف دیگر دشمن با حذف یک عنصر خودی، عملا جبهه اطلاعاتی خود را تقویت نموده و به اهداف آفندی خود دست می یابد. طبیعی است که برای شناسایی و مبارزه با این پدیده نوین لازم است یک طیف شناسی وسیعی نسبت به آفندهای جاسوسی در کشور انجام گردیده و سپس سناریوهای برخورد با ایشان طراحی گردد تا از آفات بعدی یعنی (تقویت جبهه آفندی – جاسوسی دشمن ) و تضعیف جبهه پدافندی – ضد جاسوسی خودی جلو گیری شود. در گذشته و در فرآیند جاسوسی دشمن در نبرد سخت مفروضات اغلب معلوم و معین بوده اند. دشمن معمولا اهداف نشت و جاسوسی را نقاط حساس نظامی، اجرایی و یا تصمیم گیری قرارداده و توان خود را بر ارکان و یا گلوگاه های های تبادل اطلاعات (مانند دبیرخانه ها و ...) متمرکز می نمود تا در یک فرصت ویژه و با استفاده از غفلت سیستم های امنیتی طرف مقابل، اطلاعات مورد نیاز خود را بدست آورد.
اما در جاسوسی در فضای نبرد نرم عرصه عملیات به طور کامل تغییر یافته و تقریبا هر عنصری که توان جذب و هدایت و یا فرآوری اطلاعات را داشته باشد (هدف نزدیک) دشمن محسوب میشود که البته این اهداف از لحاظ سطح دسترسی و توان عملیات اطلاعاتی درجه بندی گردیده و حائز اهمیت هستند. لذا در این فرآیند، جاسوسان گاه از میان جمعیت عادی، اقشار مرفه و یا کم در آمد و یا هر عنصر به ظاهر عادی دیگری انتخاب می شوند. تنها کافی است که بدانیم در جاسوسی با (هدف نزدیک) هدف فرد یا ابزاری است که توانایی انجام و یا پشتیبانی عملیات اطلاعاتی دشمن را داشته باشد . اینکه کدام جبهه، کشور (ها) و یا سازمان (ها) می تواند به طراحی چنین فعالیتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران دست بزند، همواره مورد سوال بوده و گاها بین عوام و حتی خواص سوال می شود که چرا از کشوری مانند اسرائیل و یا امریکا بعنوان دشمن تمام عیار امنیتی ملت ایران اسلامی یاد می شود که در این مقوله سعی بر آن است ضمن تشریح پاسخ این سوال در مورد اسرائیل بخشی از واقعیت های جدید نبرد اطلاعاتی در فضای نرم تشریح شود.

اسرائیل دشمن تمام عیار اسلام و نظام اسلامی

انستیتوی تحقیقات‌ صلح جهانی استکهلم (SIPRI )(International Peace Research Institute Stockholm ) در ژوئن ۲۰۰۶ طی یک کنفرانسی در استکهلم ضمن معرفی‌ گزارش سالیانه خود در مورد بودجه سرسام آور نظامی‌ جهانی و افزایش بی سابقه آن در تاریخ اعلام کرد که کشورهای جهان در آن سال بیش از ۱۱۲۰ میلیارد دلارصرف خرید تسلیحات نظامی کرده اند که ۵۰ % بازار آن به تنهائی متعلق به آمریکا است. در این گزارش آمده است که آمریکا بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار علاوه بر بودجه نظامی سال گذشته خود‌صرف تحقیقات نظامی ‌کرده است. بدین ترتیب آمریکا معادل چهار پنجم بودجه نظامی ‌جهان را بخود اختصاص داده است.

در همین مدت شیخ نشین های خلیج فارس وکشورهای‌ همسایه ایران طی سالهای ‌گذشته مسابقه ای کم نظیر درخرید تسلیحات داشته اند. تنها عربستان سعودی طی چهارده سال گذشته ۲۶۸ میلیارد دلار اسلحه خریداری کرده است با توجه به جمعیت این کشور که در حدود ۲۱ میلیون نفر است عربستان طی‌این مدت معادل ۱۲ میلیون دلار برای ‌هر تبعه خود اسلحه خریداری کرده است. در همین مدت امارات متحده عربی‌ با جمعیت ۲,۶ ملیون نفر ۳۹ میلیارد دلار و کویت شیخ نشین کوچک عربی ‌با جمعیت ۱,۱ میلیون نفر بیش از ۷۳ میلیارددلار اسلحه خریداری کرده اند. در مجموع این سه کشور ۳۸۰ میلیارد دلار تنها ظرف چهارده سال از آمریکا و انگلستان اسلحه خریدار کردند که بخشی از قطعات آن تولید اسرائیل بوده است.

جالب است که طبق آمار رویتر در ۸ ماه مه ۲۰۰۶ ، ایران با جمعیت بیش از ۷۰ میلیون نفر در این مدت تنها ۴۹ میلیارد دلار هزینه خرید تسلیحات نظامی داشته است. در حال حاضر عربستان سعودی‌ و اسرائیل از آمریکا بمبهای‌ ۱۳۶۰۰ کیلویی بنام بیگ بلو (BIG – BLU ) خریداری نموده اند که قادر است تا عمق ۶۰ متری سیلو های ‌بتونی‌ نظامی را منهدم کند این اسلحه به توپ نفوذی ‌توپر (Massive Ordnance Penetrator - MOP) معروف است بنابراین خاورمیانه به انبار باروت تبدیل شده است که هر آن امکان انفجار آن با توجه به رژیم های فاسد و وابسته میرود. این معامله پر منفعت با ذخایر نفتی ‌موجود در خاورمیانه که آمریکا و انگلستان در تلاشند تا انحصار آنرا بخود اختصاص دهند نمی تواند رقبای دیگر را به تکاپو نیاندازد تا سهمی از آن را نصیب خود نکنند. روسیه ، اوکراین ، سوئد ، کانادا و.... حتی هلند فعالانه در تلاشند تا تولیدات نظامی خود رابه شیخ نشینها ارائه نمایند. شاید یکی از دلائل ایجاد انقلابات امریکائی منطقه تلاش های فراوان دولت های بزرگ برای خنثی سازی این استعدادهای تسلیحاتی در کشورهائی باشد که امروز خود به نوعی تهدیدی بالقوه برای دولت های بزرگ مانند امریکا و متحدین ایشان مانند اسرائیل محسوب می شوند که البته میزان تهدید وابسته به سیاست های دفاعی این کشورهاست. سیاست دفاعى، آن بخش از سیاست یک دولت است که بیشتر متوجه مسائل نظامى است و در کنار سایر سیاست‌های دولت مانند سیاست اقتصادی، سیاست آموزشى و... قرار می گیرد و شامل برنامه‌ها و فعالیت‌هاى نظامى در زمان جنگ و صلح است و آنها را می توان بر مبنای ارتباط آنها با سیاست داخلى یا خارجی دولت به دو دسته ساختاری و استراتژیک تقسیم نمود. بنا به قول هانتینگتون، آن بخش از سیاست دفاعى که به سیاست خارجى مربوط است، در حوزه استراتژیک و آن بخشى که به سیاست داخلى برمی گردد، در حوزه ساختار قرار می گیرد. تصمیم به جنگ مانند سایر تصمیمات استراتژیک از قبیل انعقاد پیمان‌های نظامى؛ حضور در اتحادیه‌ها و بلوک‌های جهانى؛ پذیرش صلح و آتش‌بس، همگى به لایه خارجى سیاست دفاعى برمی گردد. بررسى پویا تر جنبه‌هاى سیاست دفاعى و عوامل موثر بر آن، ارتباط آنها با یکدیگر و نحوه شکل‌گیرى آنها، در واقع مطالعه فرایند سیاستگذارى دفاعى است. مطالعه این فرایند در چارچوب بررسى نظام تصمیم‌گیری دفاعى ـ امنیتى (تصمیم به جنگ) صورت می گیرد. رژیم صهیونیستی بارها ایران را بویژه در تحمل ناپذیری نسبت به پیشرفت های هسته ای به جنگ تهدید نموده است، لذا بنظر می رسد، اسرائیل در سیاست های استراتژیک دفاعی – نظامی خود نبرد با جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار داده است. وضعیت ستیزه‌آمیز جهانى و منطقه‌اى و نیز احساس دائمى نسبت به تهدید موجودیت کشور اسرائیل این کشور را به سوی فهم ویژه‌ای از تهدیدها و فرصت‌ها کشانده است که در عین ترس شدید از نابودی خویش و هیستری امنیت، به سمت توسعه‌طلبى و جنگ‌افروزی نیزکشیده شده است. به گفته کرولد: طبق برداشت اورشلیم مخالفت کشورهاى عرب نسبت به موجودیت رژیم صهیونیستى یک امر دیرینه و غیرقابل حل است، گرچه بنا به دلایل تاکتیکى ممکن است پنهان گردد. اختلافات اعراب با یکدیگر در مورد چگونگى نابودى رژیم صهیونیستى است که بر موضوع اصلى تاثیر ندارد. موشه‌دایان که زمانى منصب ریاست ستاد مشترک و پس از آن وزارت دفاع رژیم صهیونیستى را به‌عهده داشت ادعا می نمود: رژیم صهیونیستى دارای سیاست خارجى (تهاجمی) نیست بلکه دارای سیاست دفاعى است! به دیگر سخن، این رژیم به جای آن که استراتژی همه‌جانبه خویش را در راه تحقق اهداف سیاست خارجى به کارگیرد، سیاست خارجى را در خدمت استراتژی همه‌جانبه یا مفهوم امنیت استراتژیک قرار داده است. در نتیجه طبیعى است که سنت‌های سیاسى رژیم صهیونیستى با جهت‌گیری‌هاى نظامی گرایانه در پیوند با طرز فکر خاص دولتمردان آن، مجموعا به یک سیاست خارجى ماجراجویانه و مواجه‌گر شکل داده است. ناخرسندى از وضعیت ژئوپلیتیک کشور، سطح غیرقابل قبول مانورهاى سیاسى، و واقع‌گرایى سیاسى کوتاه‌مدت از ویژگی‌های این وضع سیاسی است. به لحاظ نظرى، سیاست خارجى رژیم صهیونیستى انطباقی تهاجمى با لحاظ وضعیت ژئواستراتژیک محیط خود است. این یکى از انواع رفتار سیاست خارجى در میان رفتارهای دیگر است که توسط جیمز روزنا مطرح شده است. مطابق دیدگاه او انطباق تهاجمى، آمادگى یک واحد سیاسى در تغییر محیط و ایجاد آن مطابق با تقاضاهاى ذاتى خود است. عملکرد سیاست خارجى چنین دولتى بدین نحو طراحى می‌شود که بتواند محیط را مطابق با ویژگی‌های درونى خود هماهنگ نماید. رفتار سیاست خارجى مبتنى بر تمایلات و نیازهای شخصى و داخلى قابل بحث و تفسیر است. در این چارچوب تصمیم‌گیرى، محیط خارجى واحد سیاسى بستر آزمایشى براى تحقق نیازها و تمایلات فوق است. انطباق تهاجمى الگویى مناسب براى تجزیه و تحلیل کنش و وابستگى متقابل محیط داخلى و خارجى در شکل‌دهى به سیاست خارجى رژیم صهیونیستى است. انطباق تهاجمى به این معناست که تحت هیچ شرایطى، واحد سیاسى مشخصه‌های داخلى اصلى خود را در پاسخ به خواسته‌های نشات گرفته از محیط تغییر نخواهد داد و رفتار خارجى آن به گونه‌اى جهت خواهد گرفت که محیط خارجی را با مشخصه‌هاى ذاتى خود موافق و منطبق سازد. نکات و ویژگی‌هاى اصلى این شیوه رفتارى به‌طور خلاصه عبارت‌اند از:

۱.تلاش واحد سیاسى براى منطبق کردن محیط با خواسته‌ها و ویژگی‌های اساسى خود؛

۲.بی میلى براى چانه‌زنى با محیط که ریشه در بی علاقگى به پذیرش هرگونه تغییری در ساختارهاى اساسى خود دارد؛

۳.مفروض این جوامع آن است که در بازی با حاصل جمع صفر شرکت دارند؛

۴.مبناى اساسى انطباق تهاجمى، وجود یک نهاد، هنجار و یا گروه اجتماعى قدرتمند و انعطاف‌ناپذیر است که صاحب‌منصبان واحد سیاسى را بیشتر پاسخگوی خواسته‌هاى خود می کند تا خواسته‌های نظام بین‌الملل؛

۵.طرف‌دارى از اقتدار دولت در عین استبداد و وجود یک سیستم حزبى رقابتى؛

۶.نیاز به نوآوری و آشتى‌ناپذیری و آمادگى برای توسل به مداخله با نیروی نظامى؛

۷.نقش تعیین‌کننده نخبگان نظامى در فرآیند تصمیم‌گیری و احتمالا وجود یک کابینه یا رئیس دولت مقتدر.

این ویژگی‌ها و اصول را می توان در جامعه و رفتار سیاست خارجی رژیم صهیونیستى مشاهده کرد. همچنین تلاش رژیم صهیونیستى در تعقیب اهداف توسعه‌طلبانه صهیونیستى را نیز باید ذکرکرد تا لزوم رفتار تهاجمى آن روشن‌تر شود. نظام اعتقادى صهیونیسم در رژیم صهیونیستى نه فقط به عنوان نهادى قدرتمند در رهبری این رژیم به اتخاذ یک رفتار تهاجمى عمل کرده و هنجارهای لازم را برای آن به‌وجود آورده است که مبنایى برای شکل‌گیری و عمل گروه‌هاى سیاسى قدرتمند رژیم صهیونیستى نیز می باشد؛ به گونه‌ای که ساختارهای اصلى و مشخصه‌هاى ذاتى جامعه رژیم صهیونیستى براساس صهیونیسم شکل گرفته و اداره می شود.

نظام اجتماعى رژیم صهیونیستى نیز ویژگی‌هاى خاص خود را دارد. جامعه رژیم صهیونیستى مهاجرنشین، طبقاتى و نژادپرست است. چنین جامعه‌اى مستعد یک رفتار تهاجمى است یهودیان اسکان یافته، نهادها و موسسات متنوع داخلى از شرایط خاص محیطى رژیم صهیونیستى مطلع هستند و نفع مستقیمى در هدایت سیاست خارجى رژیم صهیونیستى براساس صهیونیسم دارند. بنابراین انطباق تهاجمى رژیم صهیونیستى نه فقط از سوى عرصه داخلى سیاست به چالش کشیده نشده، بلکه حمایت نیز می شود. شرایط خاص سیاسى و امنیتى جامعه رژیم صهیونیستى که حاکمان را قادر می سازد با توسل به آن، بسیاری از آزادی‌هاى مدنى را محدود کنند و به علت فقدان قانون اساسى، آزادى نسبتا زیادى براى خود ببینند، جامعه رژیم صهیونیستى را به یک جامعه اقتدارگرا نزدیک ساخته و مستعد انطباق تهاجمى می کند.

در جامعه رژیم صهیونیستى نخبگان نظامى به طرق مختلف درتصمیم‌گیری‌هاى مربوط به مسائل امنیتى که جزء لاینفک سیاست خارجى رژیم صهیونیستى است، دخالت دارند. شاید بتوان گفت نوعى حاکمیت نظامیان در آن ایجاد شده است، خاصه جریان راست در رژیم صهیونیستى که در جهت‌گیرى سیاست خارجى تهاجمى در آن کشور، نقش بارزترى را دارد. در این قسمت از نوشتار، مناسب است به خطوط قرمزی در سیاست خارجى اشاره شود که عبور از آن به منزله جنگ ویا نزدیک شدن به جنگ تلقى می شود. در چنین شرائطی است که دستگاه های جاسوسی خارجی چون موساد و ادارات وابسته به آن در حال انجام بیشترین تلاش ممکن جهت تطبیق شرائط کشور هدف (ایران اسلامی) با تهاجم احتمالی به نفع خود هستند و از آنجا که با تغییر رژیم، نمای مطلوب جهت سیاست انطباق تهاجمی اسرائیل در ایران ایجاد خواهد شد، دشمن الویت مبارزاتی خود را نبرد اطلاعاتی در فضای نرم قرار داده است.

طیف جمعیت مد نظر دشمن به عنوان (هدف اطلاعاتی نزدیک)

طبیعی است با این فرآیند وسیع عملیاتی طیف مد نظر دشمن جهت تحقق اهداف اطلاعاتی نیز وسیع است برای ملاحظه طیف مورد نظر به شکل ذیل توجه فرمایید که این طیف بندی بر اساس اهمیت وشدت تهدید (Treat Assessment) برای جبهه اطلاعاتی خودی انجام گردیده است:

الف :قرمز : مسئولین عهده دار سیاست های خارجی و اجرائی نظام در امور بین الملل، مامورین اطلاعاتی و ضد جاسوسی
ب : زرد : هم فکران آئینی و عقیدتی، منتقدین دینی و مرتدین پنهان، طرفداران جریان های عقیدتی انحرافی
ج : سبز : متقاضیان خروج از کشور، ایرانیان خارج نشین، متخصصین داخلی آماده اعزام، افراد سازمان های غیر دولتی، دانشمندان فعال در حوزه های فوق پیشرفته

د: سفید : سایر مسئولین رده های میانی و افرادی که توانمندی هدایت جمعیت ها را داشته باشند ( مانند مداحان، وعاظ، چهره های سینمایی و نظائر آن )در توضیح طیف بندی فوق الذکر باید گفت:

الف ) در این طیف طبیعی است خطر ویژه و بالفطره ای برای کشور وجود دارد و افراد نفوذی در این سطح طبیعتا می توانند منافع ملی را به مخاطره انداخته و بخشی از سیاست ها و یا تاکتیک های اصلی مقابله با آفند نرم دشمن را که ممکن است سالها و یا ماه ها برای آن وقت و هزینه صرف شده باشد به مخاطره بیندازد.

ب ) این افراد در واقع همان کسانی هستند که هم فکران آئینی و عقیدتی دستگاه های جاسوسی و یا ابناء خانواده های وابسته به گروه های عقیدتی خاص (مانند لژ های فراماسونر و ... ) می باشند و یا شامل افرادی هستند که به نحوی دچار انحراف در عقاید خود گردیده و بعضا مرتبط با احزاب ضاله ای چون پژاک، فدائیان ، توده (منحله) و ...، جریانات تصوف، فرق نوظهور انحرافی ( سیتنیسم و نظایر آن ) و متاسفانه برخی اقلیت ها در شرائط فعلی می باشند و یا این که در طیف جریان انحرافی اخیر قرار می گیرند که این سوژه ها همواره هدفی بالقوه برای دشمن محسوب گردیده و دشمن در شرایط خاصی و با هر تغییر وضعیت ایشان را از ( اقدام زرد) خارج و مورد اقدام قرمز قرار می دهد. بطور مثال ممکن است فردی عادی از جامعه هم فکران گذشته و یا فعلی این دستگاه های جاسوسی با یکی از عناصر امنیتی و یا مقامات حسب روابط شغلی، ورزشی و ... ارتباط بگیرد.

لذا از آنجا که دشمن (جامعه افراد زرد) را بخشی از استعدادهای بالقوه خود در عرصه عملیات جاسوسی تصور می کند، بلافاصله این مخاطبان را به سطح قرمز ارتقاء داده و سعی می نماید: ۱- از ظرفیت شبکه جاسوسی خود برای تسلط اطلاعاتی بر روی ( فرد مخاطب ) استفاده نماید (انتقال از سطح زرد به قرمز). ۲- از عامل حقیقی و یا مجازی خود برای تسلط به سوژه مطلوب استفاده نماید (عملیات جاسوسی). لذا در این سطح ممکن است یک کارگر، آبدارچی، مامور نظافت و ... حسب روابط عاطفی عامل اشرافیت دشمن بر روی عنصر اجرائی و یا امنیتی قرار گیرد و حتی دشمن در شرائط ویژه و به محض آن که احساس کند که عامل زرد خود توان اشرافیت ویژه ای بر روی هدف پیدا نموده است او را به سطح قرمز انتقال داده و حتی با عامل ارتباط رسمی جاسوسی برقرار نماید.

ج) دشمن این بخش را در واقع موضوعی در اهداف سازمان یافته و کلاسیک خود می بیند که اغلب در شرایط غیر بحران فایده ای چندانی برای دشمن و خطر چندانی برای نظام ندارند. اما در شرائط بحران وضعیت کاملا متفاوت است که برای عدم تبدیل وضعیت این جمعیت در شرائط عادی و بحران باید سناریوهای لازم طراحی شود.

د) این بخش در واقع جمعیت های عمومی حائز دسترسی اطلاعاتی اندک و یا اختیارات اجرایی عمومی هستند که معمولا در زمره اهداف دشمن در شرایط غیر حمله ( آفند اطلاعاتی ) قرار ندارند. این افراد معمولا قربانیان حملات اطلاعاتی دشمن بوده و در صورت قرار گرفتن در تور فریب اطلاعاتی دشمن حاشیه های فراوانی را برای تبلیغات بین المللی علیه نظام فراهم می آورند که از این جهت در سناریوهای امنیتی مهم هستند.

جمع بندی و نتیجه گیری:

۱- همانگونه که مشخص است در فضای جدید نبرد اطلاعاتی و بویژه جاسوسی، دشمن از روش طیف شناسی استفاده نموده و بر روی یک جمعیت هدف فعالیت می کند که هر لحظه از لحاظ تعداد و سناریوی مواجهه متفاوتند، لذا شناسائی عناصر احتمالی در معرض جاسوسی در فضای نبرد اطلاعاتی امری بسیار دشوار است که بجای فعالیت بر روی عناصر باید طیف شناسی مد نظر دشمن و عناصر و لایه های آن را شناسائی و اقدامات لازم را در خصوص عناصر تبدیل وضعیت اجرا کرد.

۲- باید دانست که بیشترین بهره بردار در سوژه های اشتباه از لحاظ انتخاب هدف، دستگیری و یا تعقیب اطلاعاتی – قضائی، تنها و تنها دشمن است. لذا باید توجه داشت که اندک اقدام اشتباه، ریختن آب به آسیاب جاسوسی دشمن در فضای نرم اطلاعاتی است. لذا باید پس از انجام فعالیت اول، بیشترین نقاط تمرکز را بر روی عناصر متغیر در بین دو طیف جمعیتی قرار داده و از هدف قرار گرفتن سوژه های تحمیلی دشمن بشدت اجتناب نمود.

0- باید بخاطر سپرد که یک سوژه قطعا نمی تواند هم هدف دستگاه های جاسوسی دشمن باشد و هم هدف دستگاه های امنیتی خودی، چرا که منافع دستگاه های اطلاعاتی خودی با دشمن در تضاد ساختاری است. لذا هرگاه حین فعالیت به سوژه ای غیر فریب مواجه شدیم که در عین سوژه بودن برای دستگاه های جاسوسی دشمن، هدف یک دستگاه اطلاعاتی خودی نیز قرار دارد، باید مطمئن باشیم که دست های آشکار و یا پنهان دشمن لاجرم در حذف یک نیروی مهم برای اسلام و انقلاب نقش دارد.

1- دکتر رضا آقانوری

2- منبع : جوان آنلاین

|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در یکشنبه دوم بهمن 1390  |
 خبرفوری

بسم الله الرحمن الرحیم

به منظور احقاق حقوق شهدای ترور و فتنه و بصیرت  بخشی در خصوص دیدگاه های ولایت مطلقه فقیه ، بنیادی مردمی متشکل از مراجع تقلید ، طلاب ، دانشجویان ، اساتید و عموم ملت ایران تشکیل خواهد شد و حقوق حقه ملت ایران را در دستگاههای اجرایی داخلی و بین المللی دنبال خواهد کرد .

بدین منظور اساسنامه و درخواست مجوزات لازم  به مراجع قانونی ارسال گردیده  و به محض تاسیس اخبار آن به اطلاع عموم ملت خواهد رسید .

در همین ارتباط از همه همسنگران و جان برکفان ولی امر و بسیجیان دلاور و امت حزب الله تقاضا میشود نسبت به اطلاع رسانی همگانی در همه حوزه های داخلی و بین المللی از هیچ کوششی فروگذار ننموده و در یک حرکت جهادی اقدام به این امر مهم (اطلاع رسانی درمورد تشکیل بنیاد شهدای ترور و فتنه ) نمایند .

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390  |
 فداکاری بسیجی در حادثه تروریستی زاهدان
فرمانده سپاه سلمان(سیستان و بلوچستان) با اشاره به جزئیاتی جدید از حادثه تروریستی پنج شنبه شب مسجد جامع زاهدان گفت که فداکاری و ایثار یکی از نیروهای بسیجی مانع از کشته شدن حداقل 150 نفر در حادثه پنج شنبه شب شد.

سردار علیرضا عظیمی جاهد  ضمن اشاره به حادثه تروریستی پنج شنبه شب در مسجد جامع زاهدان گفت: نیروهای بسیجی استان با توجه به رخدادها و اتفاقات یک سال اخیر اقدام به برپایی ایست و بازرسی در مبادی مختلف شهر زاهدان کرده بودند و حفاظت از مسجد جامع نیز برعهده آنان بودند.

وی ادامه داد: عوامل تروریستی با مشاهده وضعیت حفاظت مسجد تصمیم می گیرند که از گیت خواهران به داخل مسجد ورود پیدا کنند. خواهران بسیجی وقتی می بینند که فردی اصرار دارد بدون بازرسی وارد مسجد شود این موضوع را به شهید «محمد گلدوی» نیروی بسیجی مستقر در آن مکان در میان می گذارند. شهید گلدوی سریعا" عامل انفجاری را بغل می کند و مانع ورود این تروریست به محوطه مسجد می شود که عامل تروریست با مشاهده این وضع مجبور می شود ضامن انفجاری را بکشد که متاسفانه شهید محمد گلدوی و چهار تن دیگر از نیروهای بسیجی مستقر در محوطه گیت ، به شهادت می رسند اما با رشادت شهید گلدوی ، حداقل از کشته شدن 150 نفر از مردم جلوگیری شد.

وی با بیان اینکه به محض انفجار بمب، مردم برای کمک رسانی به مجروحان تجمع می کنند، گفت: متاسفانه در این لحظه عامل انفجاری دوم وارد می شود و با انفجار بمب ، تعداد بیشتری از مردم را در محوطه روبه روی مسجد به شهادت می رساند.
|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در شنبه بیست و ششم تیر 1389  |
 امیرالمؤمنین(ع) و فتنه‌گران


طلحه و زبیر و 2 برخورد متفاوت طلحه کسی بود که لجاجت و سرسختی ویژه‌ای داشت و تمایلی به بازگشت نداشت، حتی در شورای 6 نفره تعیین خلیفه سوم به امیرالمومنین رای نداده بود اما زبیر کسی است که از ابتدای سقیفه از امیرالمومنین(ع) دفاع کرده حتی به نفع ایشان شمشیر کشیده بود و در خانه حضرت فاطمه (س) متحصن شد. در شورای 6 نفره که در آن خلیفه سوم انتخاب شد، او تنها کسی بود که به امیرالمومنین(ع) رای داد.

 
 اهل بیت فرموده‌اند که زبیر را پسرش از راه به در برد؛ خاصه خرجی‌هایی که در دوران خلیفه سوم اتفاق افتاد و اشرافیت و تجملی که میان خواص رایج شده بود، موجب شد او مسیر را تغییر دهد. در تاریخ نوشته‌اند که چه خانه‌هایی طلحه و سعدبن‌ابی وقاص و عبدالرحمن‌بن‌عوف و زیدبن‌ثابت و دیگر صحابه خریدند؛ یکی درکوفه، یکی در مدینه و دیگری در مصر درکنار خدم و حشم و کنیز. زبیر چون سابقه روشن‌تری داشت و در لجاجت کمتر از طلحه پیش رفته بود، امیرالمومنین (ع) با او طور دیگری رفتار کردند.
 
حضرت با طلحه صرفا با واسطه ابن عباس مذاکره کردند، با زبیر پس از مذاکره با واسطه، حتی بدون واسطه او را فراخواندند و حدیث پیامبر(ص) را در حق خودشان به او یادآوری کردند که به زبیر فرمودند تو علی را دوست داری؟ زبیر پاسخ داد: آری. پیامبر در ادامه گفتند اما تو با او مقاتله خواهی کرد، در حالی که تو ظالم هستی. زبیر حدیث را به یاد می‌آورد، و برای جلوگیری از جنگ تلاش می کند، اما پسرش مانع این کار می‌شود. اما خودش از جنگ در برابر حضرت خودداری میکند. و در حالی که خواب بود کشته می شود.

فتنه‌گر جمل
حضرت امیر (ع) در مواجهه با عایشه حتی از زبیر هم نرم‌تر برخورد می‌کنند. درحالی که عایشه کسی است که جنگ جمل به دلیل شتر او جمل نامیده شد، این از میزان تاثیرگذاری عایشه خبر می‌دهد. او خطیب و سخنور بود و جایگاه و مقبولیت ویژه‌ای داشت.
 
 حضرت امیرالمومنین(ع) در انصاب‌الاشراف می‌فرمایند: «این عایشه مطاع‌ترین مردم است در نزد مردم» یعنی مردم از همه بیشتر از او اطاعت می‌کنند. عایشه همان مقبولیت را در راستای مبارزه با امیرالمومنین صرف کرد. به قدری اطراف او از نیرو انباشته شد که پاسخ درستی به نامه‌های امیرالمومنین(ع) نمی‌داد و قبل از جنگ حتی حاضر به مذاکره با ایشان نبود. عایشه کسی است که 70 نفر پای شتر او با شعار «الموت عندنا احلی من العسل» یعنی مرگ نزد ما شیرین‌تر از عسل است، کشته شدند.
 
بعد از جمل امیرالمومنین با این شخصیت چطور برخورد می‌کنند؟ او را پس از جنگ با گروهی از زنان در لباس مردان به مدینه می‌فرستند و محمدبن‌ابی‌بکر را هم همراه او راهی می‌کنند. نحوه برخورد امیرالمومنین با عایشه از تصور او به دور بود؛ او منتظر رفتار تندي بود. عایشه تحت تاثیر این رفتار قرار می‌گیرد و در بصره خطبه‌ای می‌خواند و می‌گوید: مردم! هرچه بین من و علی بود، اختلاف شخصی بود و شما به حرف‌های گذشته من درباره علی اعتنا نکنید، او شایسته‌ترین شماست. با وجود اینکه در ایام حکومت امیرالمومنین حتی پس از جمل، ایام پربحبوحه و پرفتنه‌ای است و در این دوران جنگ صفین، نهروان، شورش بصره پس از نهروان، غارات (دست اندازی‌های معاویه به سرزمین امیرالمومنین) و... رخ می‌دهد اما عایشه دیگر ساکت است. او به دلیل نحوه برخورد امیرالمومنین پس از جنگ جمل دیگر دخالتی نمی‌کند.

ابوموسی اشعری
نمونه دیگر برخورد امیرالمومنین با فتنه‌گران، مواجهه با ابوموسی اشعری است. او در کوفه جایگاه ویژه‌ای دارد؛ عالمی است که از او استفتا می‌کنند، به عنوان مثال در جنگ جمل کوفیان برای شرکت در جنگ استفتا می‌کنند و او می‌گوید: نه، فتنه است و مسلمان‌کشی و حضور شما جایز نیست. ابوموسی اشعری کار را به جایی می‌رساند که امیرالمومنین(ع)، مالک اشتر و عبدالله بن عباس را می‌فرستند اما کسی از کوفه به کمک حضرت نمی‌آید. دست آخر حضرت، حسن‌بن‌علی(ع) را به کوفه می‌فرستند و به زحمت 12هزار نفر به جنگ می‌روند، در حالی که آمار لشکر حضرت در جنگ صفین 90هزار نفر است. این از تاثیرگذاری ابوموسی اشعری در کوفه خبر می‌دهد. با این حال امیرالمومنین(ع) با او چه می‌کنند؟ اصلا با او برخورد خشن نمی‌کنند چرا که برخورد خشن با این افراد، تعصب اطرافیان و شورش‌های اجتماعی را به دنبال دارد و... . اما حضرت امیر دریغ ندارند که مقابل تفکر ابوموسی اشعری سخنرانی و روشنگری کنند اما دست به حبس، تبعید و چنین رفتارهایی نمی‌زنند.
|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در دوشنبه هفتم تیر 1389  |
 جنگ نرم

|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در دوشنبه سوم خرداد 1389  |
  جنگ نرم
جنگ نرم (Soft War) در فرهنگ سياسي به معناي فروپاشي از درون و در حقيقت شامل هرگونه اقدام رواني و تبليغات رسانه اي است که «جامعه هدف» يا گروه هدف را نشانه مي گيرد و بدون درگيري نظامي و گشوده شدن آتش رقيب را به انفعال يا شکست وا مي دارد.
 جنگ نرم با هدف گرفتن فکر و انديشه ملت‌ها نقش مهمي را در سست نمودن حلقه‌هاي فکري و فرهنگي جوامع ايفا مي‌کند از اين رو برخي کارشناسان معتقدند مهمترين ابزار در اين رويارويي نهان رسانه‌ها و قلم نويسندگان است.
گروه‌هاي هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده‌هاي مردم هستند. نخبگان نيروهاي مياني اين نبرد را تشکيل مي‌دهند و مي‌توانند به عنوان تصميم‌گيران و تصميم‌سازان يک حکومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدني مانند رهبران احزاب با آشفتگي ذهني خود، مي‌توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ايجاد کنند و روحيه ملت را درهم بشکنند.  از اين رو اين گروه به عنوان يک هدف مورد همواره مورد توجه دشمن است، چرا که دگرگون کردن و نفوذ فکري در نخبگان بي‌بصيرت به صورت خودکار انحراف فکري بسياري از مردم در در پي دارد و هزينه‌هاي دشمن را کاهش مي‌دهد.
 از ديگر گروه‌هاي مورد هدف در جنگ نرم همواره دانشجويان و دانشگاهيان بوده‌اند، چرا که جنب و جوش، تحرک و بي‌پروايي اين گروه به دليل برخورداري از عنصر جواني، کرسي ‌علمي، نفوذ کلام و گستردگي جغرافيايي حضور آنان در کشور هدف، مي‌تواند ضمن کم کردن هزينه‌‌ها، دستگاه تبليغي مناسبي نيز براي دشمن فراهم کند، به همين دليل بزرگان کشور همواره از جنبش‌هاي دانشجويي حمايت و آنان را به گسترش فعاليت در زميه عدالت خواهي تشويق‌ و آنان را به تفکر، تدبر و دوري از افراط و تفريط و پرهيز از اقدامات عجولانه دعوت کرده‌اند.
در جنگ نرم دشمن مي‌کوشد تا با آماده کردن افکار عمومي به عنوان يکي از مهمترين عناصر توجيه حرکات سياسي و نظامي، زمينه را براي رسيدن به اهداف خود توسط عناصر دروني جامعه هدف فراهم کند.
جنگ نرم و طراحي آن پيچيدگي‌ها و درجات خاص خود را دارد به گونه‌اي که در برخي موارد متخصصان اين گونه جنگ‌ها مي‌توانند با اندکي درنگ نقشه اصلي دشمن را شناسايي و با اطلاع رساني به هنگام سبب هوشيار شدن اذهان سالم جامعه شوند و به کساني که بر اساس منطق صحيح و به دور از لجبازي‌هاي سياسي مي‌انديشند در ارايه تحليل کمک کنند.
تاريخچه جنگ نرم دشمنان عليه جمهوري اسلامي ايران باز‌مي‌گردد به دوران پس از جنگ‌هاي تسليحاتي، فيزيکي و تحريم‌هاي سنگين اقتصادي. پس از اين دوران دشمنان که از مقاومت دليرانه مردم در پاسداري از مرز و بوم و حکومت خودخواسته خود در بهت فرو رفته بودند خود را با نوعي نظام سياسي مواجه ديدند که به معادلات سکولاريستي آنان پاسخ‌هاي آزمايشگاهي نداد و ارزش‌هاي معنوي را بر ارزش‌هاي مادي برگزيده جوامع غربي ترجيح داده بود.
نمادهاي ارزشي جامعه ايراني ـ اسلامي و تاثير آن بر فرهنگ عمومي حاکم بر اين جامعه به گونه‌اي بود که در فرمول‌هاي تجربي غرب‌ساخته پاسخ درست نمي‌داد و معادلات آنها را بهم مي‌زد به گونه‌اي که در برخي موارد تهديدها را تبديل به فرصتي مناسب براي بهره‌برداري حداکثري ايرانيان مي‌کرد، هرچند بوق‌هاي تبليغاتي غرب با علم به اين مطلب، مساله را آن‌گونه که مي‌خواستند و به آنها ديکته شده بود منعکس مي‌کردند.
اين مساله پريشاني ذهني سياستمداران غرب را فراهم کرد و آنان را وادار کرد تا با مطالعه جامعه ايران و نهادها و نمادهاي ارزشي موجود در اين جامعه به شناخت بهتر و در نتيجه تحليل صحيح‌تري از آن برسند. بر اساس اين انديشه فعاليت گسترده‌اي با کمک دانشگاه‌ها، موسسات کوچک و اقماري مختلف و کميته‌هاي ويژه سرويس‌هاي امنيتي و ديگر مراکز و نهادها آغاز شد.
دانشگاه‌ها با جذب و بورسيه کردن دانشجويان ايراني و حمايت از تحقيقات و پايان‌نامه‌هاي با موضوعات تطبيقي، موسسات و بنيادهاي مختلفي چون موسسات آماري، جمعيت‌هاي دفاع از حقوق بشر، برخي بنگاه‌هاي خبري و ... با جمع آوري اطلاعات و ارايه تحليل‌هاي سياسي و اجتماعي و نهادهاي جاسوسي و امنيتي با استفاده از شگردهاي خود پرونده‌اي از ايران فراهم کردند که مطالعه آن کليدواژه‌هايي چون دين، معنويت، شهادت‌طلبي، فرهنگ انتظار، امام حسين(ع)، عاشورا، عزاداري، اهل‌بيت(ع)، هيات، امام زمان(عج)، ولايت، ولي فقه و ديگر کلمات را به دست مي دهد. آنان فهميدند در اين کليدواژه‌ها رمزي است که همواره برنامه‌ها، دسيسه‌ها وتوطئه‌هايشان را در ايران با شکست مواجه مي‌کند از اين رو تک تک اين عناصر و نهادهاي ارزشي را مورد حمله يا جايگزين‌سازي قرار دادند. لکن اين کار با ظرافت خاصي از سوي برخي کج‌فهمان و دگرانديشان داخلي با بياني به ظاهر علمي و منطقي اما سرشار از مغالطه‌ و سفسطه آغاز شد. طرح مسايلي چون افيون بودن دين، خشونت باربودن شهادت و شهادت طلبي، انتقام کشته‌شدگان بدر و خشونت پيامبر(ص) در اين جنگ با شهادت امام حسين(ع) و جريان عاشورا، معصوم نبودن اهل‌بيت(ع)، امکان استيضاح امام زمان(عج)، مخالفت با ولايت مطلقه فقيه و تلاش در مخدوش کردن جايگاه آن از شبهاتي است که بارها و بارها در دوران به اصطلاح اصلاحات بر زبان دگرانديشان معلوم‌الحال در مجامعي که توان پاسخ‌گويي به آنها را نداشتند جاري شد و برخي رسانه‌هاي چمدان دلار بگير به ترويج آن پرداختند.
در صحنه سياسي هم کار به همين منوال پيش رفت. القاي ناگزير بودن ارتباط ذليلانه با آمريکا و ديگر قدرت‌هاي استعماري، کامل بودن الگوي غربي دموکراسي، غيردموکراتيک بودن نهادهايي چون شوراي نگهبان و ولايت فقيه و ترويج ادبيات سکولار سياسي در قالب آزادي فعاليت احزاب در داخل از جمله اين فعاليت‌ها بود.
اوج فعاليت و تلاش براي از بين بردن اين نهادهاي ارزشي در بين مردم و به ويژه نسل جوان در دوران اصلاحات صورت گرفت لکن هربار که ماه‌ها يا سال‌ها تلاش دشمنان براي به مخاطره کشيدن يکي از اين نهادها مي‌رفت تا به نتيجه برسد، رهبري داهيانه يک فقيه هوشيار از جايگاه ولايت فقيه همه چيز را به هم مي‌زد و معادلات آنان را به بن‌بست مي‌کشانيد از اين رو نبردي نه تنها آسان که جنگ نرم سخت آغاز شد. هدف در اين رويارويي نهان ولي فقيه و جايگاه ولايت فقيه در نظام اسلامي بود، راه‌هاي مختلف آزمايش شد، از حمله به کوي دانشگاه با عنوان دستور رهبري تا نامه نوشيدن جام زهرو پذيرش ذلت؛ از طرح شبهات کلامي بين دانشجويان تا فحاشي‌ در جلسات خصوصي و شبکه‌هاي ماهواره‌اي جيره‌خوار، لکن نتيجه به دست آمده در هر مرحله مورد رضايت سران استعمار و انديشمندان پليدي واقع نمي‌شد.
در جريان انتخابات دوره دهم رياست جمهوري دشمن با درک اين نکته که بهترين راه ضربه زدن به اين جايگاه استفاده از عناصر نزديک به آن يا به اصطلاح خودي‌هاست با طرحي پيچيده و با استفاده از همه شرايط سياسي به وجود آمده در داخل کوشيد تا با استفاده از ظرفيت هاشمي رفسنجاني که از يک سو از نزديک‌ترين مسؤولان نظام به رهبري به شمار مي‌رود و از سوي ديگر اختلاف نظر وي با دولت در مسايل مختلف سياسي، اقتصادي و بين المللي آشکار بود، اين مقابله را به نمايش بگذارد و با دامن زدن به آن از سوي عناصر داخلي بيشترين بهره‌ را ببرد.
در اين ميان کوته‌بيني برخي نامزدهاي شکست خورده انتخابات که با حرکات غيرمعمول خود در جهان سياست آگاهانه يا ناآگاهانه در حال ايجاد گسست در جامعه بودند فضاي جامعه را به سمتي سوق داد که زمينه را براي پذيرش شايعات بي اساس آماده کرد. شايعاتي که نمونه‌ آن در اعلام اسامي کشته شدگان اغتشاشات و شکنجه جنسي بازداشت شدگان به سرعت رسانه‌اي و سرانجام دروغ‌پردازي افراد مغرض در آن مشخص شد.
به هر حال هر چند هاشمي رفسنجاني در ابتدا با نوشتن نامه‌اي به مقام معظم رهبري در ايام انتخابات وارد اين بازي سياسي شد و مي‌رفت تا ندانسته بخش سخت جنگ نرم دشمن را عملياتي کند لکن هوشياري رهبري باز هم اين فتنه را در گلوگاه موفقيت خود متوقف کرد و نماز جمعه تاريخي ايشان در 29 خرداد اين طرح شوم را نقش برآب کرد و رييس مجلس خبرگان با موضع‌گيري‌هاي بعدي خود به ويژه در اجلاس رسمي خبرگان در هفته گذشته اين پيام را به بدخواهان نظام اسلامي داد که هرگز از چارچوب نظام خارج نمي‌شود و تنها راه‌ برون رفت از مخاطرات و مشکلات جامعه اسلامي پيروي از ولي‌فقيه و تلاش براي حفظ ارکان اساسي نظام است، چرا که فتنه‌ها مي‌گذرند ولي نظام با استواري به راه خود ادامه خواهد داد.
فتنه حوادث پس از انخابات نشان داد آنچه نخبگان سياسي جامعه بايد به آن توجه کنند مساله بصيرت است که بارها در کلام رهبري متبلور شده ، چرا که گاهي در جنگ نرم با همه فراست و نخبگي که افراد از خود نشان مي‌دهند، فريب پيچيدگي طرح دشمن را مي‌خورند و وارد گردونه‌اي مي‌شوند که يا زيان جبران‌ناپذيري به بدنه نظام اسلامي وارد مي‌کند.

|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 الله اكبر جانم فداي رهبر

www.pasdaranevelayat.blogfa.com

افتتاح شد

|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در سه شنبه هفدهم فروردین 1389  |
 تداوم راه شهيدان در پيروي از ولايت فقيه است


فرمانده ناحيه مقاومت مالك اشتر سپاه تهران گفت: ادامه راه شهيدان در پيروي از ولايت فقيه و مبارزه با استكبار است.

سردار سيد‌محمود حسيني در جمع كاروان‌هاي راهيان نور در مشهد شهداي شلمچه اظهار داشت: يكي از مهم‌ترين بسترهايي كه حضور در يادمان‌ها دفاع مقدس براي جوانان و آحاد مردم آماده‌ مي‌كند پيروي از راه و حركت ايثارگرايانه شهداي هشت سال دفاع مقدس است.
وي افزود: پيروي از سيره عملي شهدا جز با ادامه راه شهدا و اسلام ناب محمدي و فرايض ديني مقدور نيست.
فرمانده ناحيه مقاومت مالك اشتر سپاه تهران ادامه داد: شهداي جنگ تحميلي در راه آرمان‌ها و اهداف خود در حفاظت از كشور و دين مبين اسلام جان بركف در برابر دشمن ايستادند و تا آخرين لحظه در اين راه مجاهدت كردند.
حسيني تصريح كرد: بر اين اساس است كه شهدا به عنوان اسوه و الگو براي هميشه در تاريخ پر افتخار كشورمان مي‌‌درخشند.
حسيني اضافه كرد: شلمچه نيز امروز ميعادگاه هزاران نفر از شهيدان و رزمندگان اسلام است كه با نثار خونشان از كشور و جمهوري اسلامي دفاع كردند.
وي خاطرنشان ‌كرد: اگر مي‌خواهيم راه شهدا را به بهترين شكل ممكن ادامه دهيم بايد بدانيم كه تداوم راه آنها در پيروي از ولايت فقيه و نفي استكبار است.
فرمانده ناحيه مقاومت مالك اشتر سپاه تهران افزود: امروزه دشمنان با راه‌اندازي جنگ نرم درصدد ضربه زدن به اين نظام و انقلاب هستند كه با هوشياري جوانان بيدار دل كشور تمامي اين توطئه‌ها نقش برآب مي‌شود.


|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در یکشنبه هشتم فروردین 1389  |
 جنگ نرم
نبرد مجازی، یا جنگ سایبری (به انگلیسی: Cyberwarfare یا cyber War)، به نوعی از نبرد اطلاق می‌گردد که طرفین جنگ در آن از رایانه و شبکه‌های رایانه‌ای (به خصوص شبکه اینترنت) به عنوان ابزار استفاده کرده و نبرد را در فضای مجازی جاری می‌سازند.


جنگ اطلاعاتی با انقلاب اطلاعات ظهور پیدا کرده‌است.این انقلاب به دلیل دامنه وسیع و تاثیرات گسترده آن می‌تواند سبک نوینی از جنگ را ارائه بدهد.
مارتین لیبیکی، از محققان برجسته موسسه مطالعات استراتژیک در دانشگاه دفاع ملی، در کتاب «جنگ اطلاعاتی چیست؟» می‌نویسد «تلاش برای درک مفهوم جنگ اطلاعاتی مانند این است که چند نفر نابینا بخواهند با لمس کردن بخش‌های مختلف یک فیل بگویند که این موجود چیست. جنگ اطلاعاتی نیز شامل بخش‌های مختلف و متعددی م یشود.» تلاش برایداشن نگرش جامعه نگرانه در تعریف جنگ اطلاعات نکته ایست که باید حتما به آن توجه شود.
مگان برنز در سال ۱۹۹۹ با نگرشی کلی تریف زیر را ارئه می‌دهد «جنگ اطلاعاتی طبقه یا مجموع‌های از تکنیک‌ها شامل جمع آوری، انتقال، حفاظت، ممانعت از دسترسی، ایجاد اغتشاش و افت کیفیت در اطلاعات است که از طریق آن یکی از طرفین درگیر بر دشمنان خود به مزیتی چشمگیر دست یافته و آن را حفظ می‌کند.»
مارتین لیبیکی ضمن وفادارماندن به تعریف کاملاً نظامی از جنگ اطلاعاتی هفت شکل مختلف جنگ اطلاعاتی را به شرح زیر نام می‌برد

  • جنگ فرماندهی و کنترل که هدف آن قطع کردن سر دشمن، یعنی از بین بردن مغز متفکر دشمن، است.
  • جنگ برپایه اطلاعات که متشکل از طراحی، حفاظت و ممانعت از دسترسی به سیستم هائی است که برای برتری بر فضای نبرد در جستجوی دانش کافی هستند.
  • جنگ الکترونیک تکنیک‌های رادیوئی، الکترونیک، یا رمزنگاری.
  • جنگ روانی که در آن از اطلاعات برای تغییر ذهنیت و طرزفکر دوستان، بی طرف‌ها، و دشمنان استفاده می‌شود.
  • جنگ هکرها که در آن به سیستم‌های رایانه‌ای حمله می‌شود.
  • جنگ اطلاعاتی اقتصادی ایجاد مانع در برابر اطلاعات یا تسهیل جریان اطلاعات با هدف کسب برتری اقتصادی.
  • جنگ سایبر ترکیبی از همه موارد شش گانه بالا.


امیرنیک افروز . منبع : ویکیپدیا

|+| نوشته شده توسط امیر نیک افروز در یکشنبه هشتم فروردین 1389  |
 
 
بالا